...ساقی مرگ...
|
|
سه قطره خون دريغا كه بار دگر شام شد سراپاي گيتي سيه فام شد همه خلق را گاه ارام شد مگر من كه رنج و غمم شد فزون جهان را نباشد خوشي در مزاج بجز مرگ نبود غمم را علاج وليكن در ان گوشه در پاي كاج چكيده است بر خاك سه قطره خون... نوشته شده توسط کارو | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
![]() به پندار تو:جهانم زيباست...جامه ام ديباست...ديده ام بيناست...زبانم گوياست...قفسم هم طلاست...:بر اين ارزد كه دلم تنهاست؟؟؟
Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati