...ساقی مرگ...
|
|
|
سه قطره خون دريغا كه بار دگر شام شد سراپاي گيتي سيه فام شد همه خلق را گاه ارام شد مگر من كه رنج و غمم شد فزون جهان را نباشد خوشي در مزاج بجز مرگ نبود غمم را علاج وليكن در ان گوشه در پاي كاج چكيده است بر خاك سه قطره خون... نوشته شده توسط کارو | لینک ثابت |
دهقان...
دهقان پير با ناله مي گفت:ارباب!اخر درد من يكي دوتا نيست
با وجود اين همه بدبختي نميدانم ديگر خدا چرا با من لج كرده و
چشم تنها دخترم را ""چپ""افريده است؟!
دخترم همه چيز را دوتا مي بيند...!
ارباب پرخاش كرد كه بدبخت ! چهل سال است نان مرا زهر مار مي كني
مگر كور بودي نديدي كه چشم دختر من هم "چپ"است...
گفت چرا ارباب ديدم... اما...چيزي كه هست دختر
شما همه اين خوشبختي ها را "دوتا" مي بيند...ولي دختر من همه اين بدبختي ها را... (کارو) نوشته شده توسط کارو | لینک ثابت |
یک با یک برابر است... معلم پاي تخته داد مي زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود ولي اخر كلاسي ها لواشك بين هم تقسيم مي كردند!!! و ان يكي در گوشه ديگر"جوانان"را ورق مي كرد و با ان شور بي پايان تساويهاي جبري را نشان مي داد با خطي خوانا به روي تخته اي كز ظلمتي تاريك غمگين بود تساوي را چنين بنوشت ""يك با يك برابر هست"" از ميان جمع شاگردان يكي بر خاست هميشه يك نفر بايد بپاخيزد به آرامي سخن در داد: تساوي اشتباهي فاحش محض است معلم مات بر جا ماند واو پرسيد: اگر يك فرد انسان واحد يك بود ايا باز يك با يك برابربود؟ سكوت مدهشي بود و سوالي سخت معلم خمشگين فرياد زد:....................................آري برابر بود!!! واو با پوزخندي گفت: اگر يك فرد انسان واحد يك بود... انكه زور و زر به دامن داشت بالا بود وانكه قلبي پاك و دستي فاقد زر داشت..................... پايين بود اگر يك فرد انسان واحد يك بود انكه صورت نقره گون چون قرص مه داشت بالا بود... وان سيه چرده كه مي ناليد پايين بود!!! اگر يك فرد انسان واحد يك بود.....................اين تساوي زيرو رو مي شد!! حال مي پرسم يك اگر با يك برابربود نان مال مفت خواران از كجا اماده مي گرديد يا چه كس ديوار چين ها را بنا مي كرد؟ يك اگر با يك برابر بود پس كه پشتش زيربارفقر خم مي شد؟ يا كه زير ضربت شلاق له مي گشت؟ يك اگر با يك برابر بود.........پس چه كس ازادگان را در قفس مي كرد؟ معلم ناله اسا گفت: بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد: يك با يك برابر نيست...
نوشته شده توسط کارو | لینک ثابت |
زندگي... زندگي را بخاطر بسپاريم كه
ما هستيم بي انكه زندگي كنيم مي رويم...
نوشته شده توسط کارو | لینک ثابت |
جوانی و پیری...
در جواني به خويش مي گفتم شير شير است گرچه پير بود چون كه پيري رسيد دانستم پير پير است گرچه شير بود
نوشته شده توسط کارو | لینک ثابت |
گمنامی گم نشده... ...تقديم به همه ... گمنامي گم نشده... ميان همه جويها , كه همراه همه رودها بدريا سرازير ميشدند جوي كوچكي هم بود كه هيچ ميل سرازير شدن به دريا را نداشت...! وقتي ساير جوي ها پرسيدند چرا؟ گفت : من هر چند در مقابل عظمت دريا بس نا چيز . خوارم!...اما من... " گمنامي گم نشده " را بيشتر از " شهرت گم شده " دوست دارم... نوشته شده توسط کارو | لینک ثابت |
شراب و اب...
گفتم كه چيست فرق ميان "شراب" و" اب" كه اين يك كند خنك دل و ان يك كند كباب! گفتا:كه اب : خنده عشق است در سرشك... ليكن شراب نقش سرشك است در سراب... كارو نوشته شده توسط کارو | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
![]() به پندار تو:جهانم زيباست...جامه ام ديباست...ديده ام بيناست...زبانم گوياست...قفسم هم طلاست...:بر اين ارزد كه دلم تنهاست؟؟؟
Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati